مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
47
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وقال في إبصار العين : فجعل يتسلّل إلى الحسين عليه السلام من أصحاب عمر بن سعد فيظلام اللّيل الواحد والاثنان حتّى بلغوا في اليوم العاشر زهاء ثلاثين ممّن هداهم اللَّه إلى السّعادة ، ووفّقهم للشّهادة المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 336 ونحن نأخذ بذكر مقاتلته ومحاربته عليه السلام وأصحابه حوله ، وهو روحي له الفداء كالهزبر الثّالب ، وكأبيه عليّ بن أبي طالب ، وأصحابه كالأسود الضّواري ، كما قال الشّاعر : كأنِّي به في ثلّة من رجاله * كما حفّ باللّيث الأسود اللّوابد يخوض بهم بحر الوغى فكأ نّه * لواردهم عذب المجاجة بارد اشتدّ الحرب بالحسين عليه السلام وأصحابه وهم يقاتلون أشدّ القتال .
--> - وسزاست در اينجا اندكى از اشعار مدح آنان را بنگاريم وجزيى از حق آنها را ادا كنيم ؛ زيرا چنان بودند كه مداحشانگفته : چون كريمان صبر كردند ووفا * با خوشى حق مكارم شد ادا روز عاشورا كه تيغ تيز را * پيشه بد تن را ز سر كردن جدا با تن صد پاره اندر قتلگاه * روى خاك گرمشان گرديد جا شيخ جعفر خطى رحمه الله گفته قريب اين مضمون : به دشت كربلا تن هاى خاموش * ببار اى ابر بارانخيز پرجوش نبود از آتشين اشكم بياور * سحابى رعد آسا وپر از خوش بر آنها ايستادم در وحوشى * چه سلطاني بدورش لشگرى موش بر آنها ديدگان بستم نديدم * بجز آلودگان با خاك وخون پوش ز أهل وخانه پرسيدم نديدم * جوابي جملگى بودند خاموش تورا خوش خرگهى هوشت ندزدد * كه ويران است وجاى جغد وخرگوش نمىگويد جوابت گر بپرسى * وگر گويد تورا ننشاند از جوش به پيش آور تو سوگ سيدي را * كه دل اندر غمش باشد سيه پوش به گاهى كش ميان جمع ياران * چه شيرى گرد أو شيران بخروش به درياى نبردى بردشان چست * گوارا ديده آب تلخ وبدبوش سنان چون بر كف وتيغ برهنه * كه باشد بخشش أفعى بدنوش دهند آن را ميان سينهها جاى * ويا سازند با گردن هم آغوش كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 138 - 139